محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
546
اكسير اعظم ( فارسى )
در آن انداخته بدان غلاف كنند و پوست جوز سوخته به شراب سائيده طلا كردن مخشن و مجعد شعر است . گيلانى گويد كه اطبا گفتهاند كه سزاوار آن است كه حلق سر نمايند قبل هر دوا بعده لطوخ بيخ سفندوليون به شراب صرف كنند و يا خاكستر صنوبر نو به روغن آس حل كنند تا مثل عسل غليظ گردد و بر سر بعد حلق بمالند و يا بگيرند حب الآس و چقندر مساوى و به آب بپزند بعده روغن اضافه كرده بجوشانند تا آب برود و روغن بماند و بر سر بعد شستن او بمالند و يا بگيرند مازو و پرسياوشان و به آب درياى شور بسايند تا مثل عسل گردد بعده وى را به آب خاكستر بشويند و طلا دو روز كنند پس هرگاه موى پيچيدن گيرند بايد كه بشويند و خشك نمايند و روغن آس بمالند كه اين موى را نرم جعد سياه گرداند تسبيط شعر آنچه موى را راست كند و در هم شدن ندهد اين است كه روغن كنجد به آب گرم درهم زنند و نيمگرم مدام بر موى بمالند و بعد زمانى به آب گرم بشويند و روغن شبت نيز نفع دارد . و شيخ مىفرمايد كه علاجش علاج شقاق شعر است و آن مذكور شد . و بالجمله استعمال روغنهاى مرخيه و لعابات مرطبه نمايند . و قرشى گويد كه سبب افراط جعودت شعر يا سوء مزاج حار يابس است و اين بعلامات او شناخته مىشود و بتغير مزاج متغير مىگردد و يا التواى سوراخ و مسام و اين بتغير مزاج متغير نمىشود و ادويه مسبط شعر جميع لعابات لزجه مثل حطمى و اسپغول و بهدانه به روغن بنفشه است و غذا حنطيه بكله پائچه ترقيق شعر و تكثيف آن يعنى باريك ساختن موى و غليظ كردن آن پس براى ترقيق بايد كه در نوره خاكستر چوب انگور يا به ورق آميزند و غلوله ساخته آن را بر موى زمانهء معتدل بگردانند و يك جا نهاده ندارند تا پوست را نسوزد بعده به آب بشويند و آرد جو و آرد باقلا و تخم خربزه بمالند و به قول شيخ چون به ورق در ادويهء شعر داخل شود ترقيق آن كند . و قرشى گويد كه اگر ببورق غلاف سر نمايند ترقيق شعر كند . و چون موى كنده بر آن به ورق را بپاشند رقيق برويد . و گيلانى گويد كه با غسولات شعر اندك به ورق بياميزند و استعمال كنند همچنين آرد نخود يا آرد باقلا و تخم خربزه و روغن شبت . صفت دواى مرقق شعر پوست درخت انجير و پوست درخت انگور سفيد دشتى و گل قيموليا هر واحد به قدر من طبى در ديگ نو كرده گل حكمت نموده در آوهء كلال بسوزند بعده برآورده با آن به ورق نيم درم و مازوى در است سه عدد سائيده استعمال كنند . ديگر بگيرند به ورق پنج استار و نيم قيشور بريان سه اوقيه شب يك استار به طريق مذكور سوخته استعمال كنند . و ايضاً آن را نفع مىكند بيخ سوسن خشك و برگ مورد صحرائى سياه و بيخ كرمهء بيضا هر واحد نيم اوقيه آرد ترمس يك نيم قسط و بىروغن استعمال كنند و اولى طريق استعمال اين آن است كه اندك از آن بگيرند و به آب لت كنند و بدست خوب بمالند بعده آب چندان افزايند كه قوام او رقيق گردد و بدان موى را بشويند و بدان لطوخ و غلاف سازند و اين در هر روز دو مرتبه و در شب يك مرتبه به عمل آرند . طبرى گويد كه گاهى نرمى در سر موئها پديد آيد حتى كه گمان شود كه نصف آن باريك و نرم شده و نصف ديگر غليظ و صلب گرديده و سبب اين علت از خارج بود ققط و آن اين است كه جائى كه در آن اين مرض افتد يا قرب درياى شور باشد يا قريب كورهاى آهنگران و جائى كه در آن آتش مىافروزند . و اما علاج اين قطع سبب است و الا بهترين علاج آن ماليدن روغن است و مالش روغن بنفشه از سائر ادويه مع قطع سبب غنى مىباشد . ابن نوح گويد كه گاهى تكثيف شعر حاجت افتد و دواى او اين است كه بگيرند حلبه و بزر كتان هر واحد ده مثقال بيخ نى خشك و قردمانا هر يك دو مثقال اقاقيا و مازو و جوز و ايرسا هر يك پنج مثقال باريك سائيده به سركه بر موضع طلا كنند و دوائى كه ترقيق و تجفيف موى كند اين است كه به آرد جو و باقلا و كرسنه و به ورق و نطرون و كف دريا و كندش و خربق سفيد و سياه و بيخ جاؤشير و همه آنچه جلا كند مفرد و مركب طلا نمايند تشقير و تخمير شعر يعنى اشقر كردن و سرخ نمودن موى و اشقر رنگى است ميان سرخى و زردى پس آنچه موى را اشقر سازد حناست و دردى شراب و راتينج به هم سرشته و مثل شب و اسپرك مخلوط كرده و زعفران تنها همين عمل دارد . و شيخ الرئيس مىنويسد گويند كه رطوبت سيالهء نى نبطى تازه پوست دور كرده چون بر آن از جانب ديگر آتش روشن كنند خضاب مثل ذهب كند و همچنين زنگار آهن به آب زاج و بر اين چندان صبر كنند كه بر حنا صبر مىنمايند و بگيرند حناوه روى شراب و راتيانج مساوى و اندكى اذخر و بدان خضاب كنند و يا بگيرند حنا و به طبيخ كندش سرشته خضاب نمايند . و گفتهاند كه خضاب بشب و اسفرك و به زعفران